ای کاش غشق را...
سر دو راهی
یه قلعه بود
یه خشت از مهتاب و
یه خشت از سنگ
سر دو راهی
یه قلعه بود
یه خشت از شادی و
یه خشت از جنگ
سر دو راهی
یه قلعه بود
دو خشت از اشک و
دو خشت از خنده
سر دو راهی
یه قلعه بود
سه خشت از شغال و
یه خشت از پرنده.
(احمد شاملو - 1359)
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 23:45 توسط آذین نادری
|
رستم از این بیت و غزل،ای شه و سلطان ازل