تبليغاتX
سرزمین جاوید - از من گریز تا تو هم در بلا نیافتی...

سرزمین جاوید

لاجرم ، زمین ، سیاره هفتم شد . . .


البته از هر کسی و هر حذبی باید به اندازه خود انتظار داشت...

____________________________________________________

روزنامه ايران > شماره 4247 8/4/88 > صفحه 5 (داخلي) > متن

ردپاي مسافران جزيره

روايتي انگليسي از مرگ «ندا»

گروه سياسي ـ تنها چند روز از افشاگري منوچهر متكي، وزير امور خارجه كشورمان درباره ماموريت سفيران انتخاباتي انگليس به كشورمان نگذشته بود كه رد پاي مسافران بوئينگ 747 در اغتشاشات اخير تهران هويدا گشت و آنها يك به يك پرده از نقش خود در سناريوي به اجرا درآمده پس از انتخابات بر مي دارند.
    يكي از مسافران انگليسي، اين روزها روايتگر آخرين نفس هاي «ندا آقاسلطان» است. او كه پس از پايان ماموريتش در تهران اينك در لندن به سر مي برد، در مصاحبه با BBC ادعاهايي را درباره اين حادثه مطرح كرده است.
    «آرش حجازي» متولد 1349 و مترجم آثار پائولو كوئيلو در ايران مدعي است در آخرين لحظات زندگي خانم آقاسلطان بالاي سر وي بوده و به او تنفس مصنوعي داده است، اما دو روز پس از اين حادثه صداي او را از لندن مي شنويم.او كه در انگليس مشغول به تحصيل است، ماموريت خود را اين گونه روايت مي كند كه ضارب فردي بسيجي است كه آنها وي را دستگير و خلع سلاح كرده و پس از گرفتن كارت شناسايي، او را رها كرده اند.
    اين ادعاها در حالي است كه برا ساس گزارش هاي منتشر شده، ندا آقاسلطان روز شنبه 30 خردادماه در محلي دور از منطقه درگيري با گلوله جان مي بازد و تصاوير او با سرعت منتشر و هزاران بار در تلويزيون هاي غربي منتشر مي شود، اما تصاويري كه از او در اين شبكه ها منتشر شد، بيانگر اين واقعيت است كه وي مدت ها قبل از حادثه در كانون توجه بوده است، به گونه اي كه تصاوير منتشر شده از او در شبكه هاي خارجي مربوط به حداقل 45 دقيقه قبل از حادثه است. البته ممكن است كه اين كار اتفاقي جلوه داده شود، اما با توجه به اين كه محل حادثه دور از منطقه درگيري بوده، وجود حداقل دو دوربين در اين محله دور از درگيري و تصويربرداري از خانم آقاسلطان نيز تاكيدي بر سناريو بودن اين حادثه است.
    مسافر انگليسي اما تاكنون نگفته است كه چه پاسخي درباره نكات روشني همچون گزارش پزشكي قانوني دارد كه بر اساس آن گلوله شليك شده به خانم آقاسلطان از نوع كاليبر كوچك بوده است كه متعلق به اسلحه كمري فردي است كه از فاصله نزديك و از پشت به او شليك شده، آن هم در حالي كه خانم آقاسلطان در حال راه رفتن بوده است. اهميت اين گزارش از آنجاست كه هيچ سازمان نظامي و انتظامي مامور مقابله با اغتشاش از سلاح كمري كاليبر كوچك استفاده نمي كند.
    «آرش حجازي» تنها يك رد پا است كه ماموريتش دقيقاً همزمان با مرگ يك هموطن و بالاي سر او به عنوان يك پزشك آغاز مي شود و چه بسا پيگيري پس و پيش حضور يكباره او در خياباني به دور از درگيري در تهران و پناه بردنش به پايگاه اطلاع رساني اغتشاشات و ادعاهايش درباره جزئيات حادثه ابعاد ديگري از نقش بيگانگان را در اغتشاشات اخير تهران آشكار سازد؛ پروژه اي كه هر روز ابعاد تازه اي از آن نمايان مي شود.
    ● پروژه كودتاي رنگين
    ازسوي ديگر بر اساس گزارش ايرنا، پروژه «براندازي نرم يا کودتاي رنگي» عليه نظام عقيدتي- سياسي حاکم بر ايران اسلامي از حدود يک سال پيش با احتساب آخرين شرايط سياسي و اجتماعي کشورمان ابتدا در «موسسه اينترپرايز امريکا» مغز متفکر نو محافظه کاران- طراحي و سپس در «موسسه سياست خاورميانه واشنگتن» تکميل شد، اما تهيه نسخه عملياتي آن به زمان نزديک به اجراي پروژه موکول گرديد.
    طرحي که در هر دو صورت پيروزي يا ناکامي «احمدي نژاد» در دستور کار قرار داشت و «دنيس رايس» رئيس موسسه مطالعات سياسي يهوديان در اسرائيل - که اخيرا به عنوان مسئول خاورميانه و ايران به کاخ سفيد نقل مکان کرده- اين محور از برنامه را تدوين و تئوريزه کرده بود.
    اگر چه برخي عناصر شاخص مدعي اصلاحات، دوستان اجنبي خود را در تهيه نرم افزار اين پروژه کمک کردند، اما نسخه اجرايي آن تنها 10 روز قبل از انتخابات 22 خرداد ماه به فرستاده آنها تحويل شد و بالافاصله در تاريخ 17/3/88 در ستاد اصلي آشوب طلبان در «منطقه قيطريه تهران» درباره سازماندهي شبکه هاي سياسي، مالي و ميداني (اوباش) تصميم گيري و هماهنگي به عمل آمد.
    پروژه مذکور بر اساس هدف حداکثري «براندازي موفق رژيم» و هدف حداقلي «ايجاد اختلال در عصب مرکزي حاکميت» (فلج کردن نظام کلان تصميم گيري) تعريف شده بود.


____________________________________________________________


روزنامه كيهان > شماره 19401 11/4/88 > صفحه 2 (اخبار كشور) > متن

شاهد انگليسي قتل از غيب آمد و بلافاصله غيب شد!


شاهد و متهم قتل ندا آقاسلطان دو روز پس از آغاز اغتشاشات به ايران آمده بود و فرداي قتل وي بلافاصله به انگلستان بازگشت.
    فرمانده نيروي انتظامي ديروز در جمع خبرنگاران اعلام كرد: آرش حجازي توسط نيروهاي وزارت اطلاعات و پليس بين الملل (اينترپل) تحت تعقيب است.
    حجازي پس از قتل خانم آقا سلطان از كشور خارج شد و با انجام مصاحبه هاي سناريوسازي شده كه ابتدا از سوي بي بي سي صورت گرفت، اقدام به «تحليل گذاري» روي اين قتل مشكوك (عليه روند انتخابات و نظام جمهوري اسلامي) كرد. نامبرده به طور مشكوك سر صحنه شليك به ندا آقاسلطان -از پشت سر و در منطقه خلوت و دور از اغتشاش ها - حضور داشت.
    به نوشته جهان نيوز، آرش حجازي مدير انتشارات كاروان، چند سال پيش براي مدتي ماهنامه جشن كتاب(1) را منتشر مي كرد. وي در سال هاي اخير در انگلستان به سر مي برد و 5 روز قبل از قتل مشكوك ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيري و تشنج در تهران) وارد كشور شد. حجازي فرداي اين قتل به سرعت به انگليس برگشت. مراسم از پيش طراحي شده جنايت، توسط چند دوربين فيلمبرداري و بلافاصله به بي بي سي، صداي آمريكا و انبوه رسانه هاي غربي و ضد انقلابي ارسال شد تا ضمن مظلوم نمايي و تحريك عواطف، از قرباني بي خبر از همه جا، سمبل انقلاب مخملي ساخته و چنين القا شود كه آشوب هاي سازماندهي شده از خارج كشور يك مبارزه مردمي و خودجوش است!
    پس از حضور حجازي در انگليس كه با شانتاژ بي سابقه خبري رسانه هاي خارجي درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بي بي سي (رسانه خبري وابسته به دولت انگليس) گفت وگوي مفصلي را با وي تحت عنوان «پزشك ايراني از ماجراي مرگ ندا مي گويد» منتشر ساخت.
    وي برخلاف واقعيات، تلاش كرد محل تيرخوردن ندا آقاسلطان را محل درگيري و تشنج نشان دهد و چنين القا كند كه مقتول در حال تظاهرات و اعتراض بوده است. برخلاف اين ادعا، استاد موسيقي خانم آقاسلطان كه همراه او بوده است مي گويد وي از ترافيك كلافه بود و از ماشين پياده شده بود كه آن حادثه مشكوك رخ داد. نامزد قرباني اين جنايت نيز ادعاهاي حجازي را تكذيب كرده است.

___________________________________

(1) جناب شریعتمداری این قدر به خودشان فشار نیاوردند و تحقیق کنند که بفهمند جشن کتاب فصل نامه بود نه ماهنامه !!!!!!!!!!

___________________________________

هیچ کدام از این روزنامه ها نگفتند که آرش در طول دوران جنگ در ایران بود  تا مردم و مجروحان جنگ را درمان کند

هیچ کدام نگفتند که آرش در آن زمان به راحتی می توانست به انگلیس برود ، چون در آن جا به دنیا آمده بود و تا 8 سالگی اش را آنجا گذرانیده بود...

و این ماندن در حالی بود که این جا بسیار زجر می کشید ( چنان که در اندوه ماه می خوانیم...)

___________________________________

و این دفتر خالی

                    تا چند

                           تا چند ورق خواهد خورد....؟

+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت1:16توسط آذین نادری | |